|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان گرامی! جهت عرض ارادت شعری از شاعر معاصر مرتضی عبداللهی تقدیم می کنم به این امید که مورد پسند شما قرار گیرد: یک شبی مجنون نمازش را شکست عشق آن شب مست مستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای نیشتر عشقش به جانم می زنی خسته ام زین عشق،دل خونم نکن مرد این بازیچه دیگر نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم سالها با جور لیلا ساختی عشق لیلا در دلت انداختم کردمت آواره صحرا نشد سوختم در حسرت یک یا ربت روز و شب او را صدا کردی ولی مطمئن بودم به من سر می زنی حال این لیلا که خوارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم مرتضی عبداللهی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 30 آبان1388ساعت 16:29 توسط مجنون اراکی
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان گرامی! بخصوص عزیزانی که در مدت بروز نشدن این وبلاگ باز یادی از ما می گیرند و سری به این خانه می زنند برای تجدید ارادت شعری از زنده یاد بهجت تبریزی (شهریار)تقدیم می دارم به این امید که مقبول افتد انشاء ا... آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟ نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي عمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم وه که با اين عمر هاي کوته بي اعتبار شور فرهادم به پرسش سر بزیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سر بالا چرا ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت این قدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي کند در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا شهريارا بي حبيب خود نمي کردي سفر شهریار |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 8:44 توسط مجنون اراکی
|
|
||