منبع :هفته نامه مجنون
1) جيمز باند نمونه ي جاسوس انگليسي نوعي زمان جنگ سرد بوده و هست كه امروزه ،حتي پس از پايان آن دوران هنوز با همان ويژگي هاي شخيصتي در فيلم هاي سينمايي ظاهر مي شود.
جيمز باند در سال 1952 توسط نويسنده ي انگليسي،پان فلمينگ خلق شده است و در دوازده زمان، دو داستان كوتاه و مجموعه اي از فيلم هاي سينمايي حضور مي يابد.
در مجموعه ي داستان هاي جيمز باند ، وي مامور كار گشته ي سازمان مخفي M I 6 انگليس مي باشد و شماره ويژه ي سازماني او و اسم رمز خاصش "007" است.
2) اگر سري به محافل بچه حزب الهي زده باشيد غالبا با آدم هاي مخلصي مواجه مي شويد كه علاقه و اخلاص زيادي نسبت به آرمان هاي انقلاب و نظام اسلامي دارند و انصافا نيز اغلب از روي رضاي خدا در اماكن انقلابي همچون پايگاه هاي بسيج،كانون هاي مساجد،هيات هاي مذهبي،انجمن هاي اسلام و... مشغول به فعاليت هستند.اما نكته ا ي كه در اين ميان توجه هر محقق و پژوهشگر اجتماعي را كه در ميان آنها مدت مديدی رفت و آمد داشته است را جلب مي كند نوع رفتارها ، منش ها و توانايي هايي كمي است كه متاسفانه در بين اين پتانسيل هاي عظيم انقلاب اسلامي رسوخ كرده و ديده مي شود.معمولا در اين مكانها وقتي مراجعه مي كنيد با افرادي برخورد مي كنيد كه حداكثر كاري كه از دستشان بر مي أيد برگزاري يك ايست بازرسي يا برگزاري مراسم جلسات دعا مي باشد (كه في نفسه قابل احترام و ارزش مي باشد) ولي در عوض اگر ازآنها بپرسيد اسم چهار تا شاعر و رمان نويس انقلابي را نام ببريد؟ در مي مانند و شما را به روشنفكر بازي در آوردن متهم مي كنند.
غالبا در بين نيروهاي حزب الهي اخلاق و رفتاري سايه افكنده است كه در ساده ترين عبارت مي توان بيان كرد:جيمز باندهاي حزب اللهي.
معمولا اين نوع تيپ ها آدم سعي دارند همچون جيمز باند مامور اطلاعاتي به جاسوسي دستگاه M I 6 انگليس به رفتارهايي دست بزنند كه در عرف مردمي عادي بدان پليس بازي گفته مي شود.
اين نوع شخصيت ها عاشق آنند كه يك بيسيم در دست و گاها نيز با يك دست بند و گاز اشك آور به كشيك و مراقبت بپردازند.در چند سال اخير نيز با آمدن تلفن هاي همراهي كه امكان تصوير برداري دارند نيز اين روند تشديد شده است و هر جا كه سمينار و نشستي باشد كه در آن خلاف اصول سياسي- اجتماعي نظام صحبتي به ميان آيد به يكباره با خيل عظيمي از نيروها حزب اللهي مواجه مي شويم كه با در دست گرفتن تلفن هاي همراه خود و يا ضبط صدا به نظر خود فكر مي كنند كه دارند يك شبكه عظيم و پيچيده جاسوسي را كشف و خنثي مي كنند.
اينكه اصولا بايد نيروهاي انقلاب نسبت به اتفاقات و جريانات دور و اطراف خود حساس باشد قطعا يكي از راهبردهاي نظام در حوزه امنيتي است چرا كه در بيان امام (ره)نيز به اين نكته اشاره شده است كه تك تك آحاد مردم خود را يك نيروي اطلاعاتي بدانند و اخبار و اطلاعات امنيتي خود را در اختيار نهادها ي مربوطه قراردهند ولي روزي كه در بين نيروهاي حزب اللهي در حال تبديل شدن به اپيدمي است حاكم شدن فضايي است كه نظام را در رشد و تربيت نيروها ي خود در بخش هاي ديگر همچون اقتصادي،فرهنگي و علمي دچار كمبود نيروي انساني فعال و انقلابي شده است.
امروزه متاسفانه به دليل عدم توزيع مناسب نيروهاي حزب اللهي در بخش هاي فرهنگي،اقتصادي،نظامي و... شاهد هستيم كه در يك بخش همچون حوزه نظامي شاهد حضوروسيع نيروهاي انقلابي هستيم و بالطبع پيشرفت نيز در آن بخش نيز قابل توجه است ولي در حوزه هاي فرهنگي،اقتصادي تاكنون نيروي نخبه و توانمند فرهنگي و اقتصادي زيادي نتوانستند رشد و تربيت شوند.
شايد يكي از دلايل اين عقب افتادگي و عدم وجود نيروهاي انقلابي در بخش هاي مختلف،نظام تربيتي و آموزشي است كه در آن به استعداديابي و توانمند سازي نيروهاي حزب اللهي توجه و اهتمام لازم را ندارند و يا اينكه در دوران جامعه پذيري (اگر دوران جامعه پذيري را كل دوران زندگي در نظر نگيريم؟)اينان در فضاهاي ايده آليستي و جيمز باندي قراردارند.
3)شايد در اينجا بد نباشد مقايسه اي بين خودمان و نظام آموزشي و نخبگان رژيم صهيونيستي بيندازيم.آموزش در اسرائيل يكي از مهمترين بخش هاي فرهنگي و نوع زندگي در اسرائيل است.۱/۹۷درصد اسرائيلي ها با سواد هستند.اين رقم يكي از بالاترين ارقام در ميان تمامي كشورهاي جهان و بالاترين در منطقه خاورميانه است.
آموزش در اسرائيل از سن 2 سالگي و با ورود كودكان به پيش دبستاني شروع مي شود و تا 5 سالگي آنان ادامه دارد.همچنين دولت تا پايان تحصيلات ابتدايي(18 سالگي)تمامي مخارج دانش اموزان را مي پردازند.
از طرفي طبق برآوردهاي موسسه هيل امروز بيش از يك پنجم دانشجويان دانشگاه هاي برتر آمريكا(مانند موسسه آيوي ليگ)را يهوديان تشكيل مي دهند.اين در حالي است كه يهوديان فقط 2 درصد از كل جمعيت آمريكا را تشكيل مي دهند.به طور نمونه درصد جمعيت يهوديان در دانشگاه هاروارد و دانشگاه پنسيلوانيا هر كدام 30 درصد،در دانشگاه جرج واشنگتن 31 درصد و در دانشگاه كرنل 25 درصد مي باشند.بسياري از صاحب نامان علمي،اقتصادي و صنعتي آمريكا را يهوديان تشكيل مي دهند.
دانشمندان يهودي از ريچارد فاينس گرفته تا آلبرت انيشتين ،ساموئل پوسق آگنون(برنده جايزه نوبل در زمينه ادبيات1966)،اسرائيل روبرت جان آومان(برنده جايزه نوبل در زمينه اقتصاد2005)و در مجموع 37 درصد از كل برندگان جوايز نوبل را به خود اختصاص دارند و اينها جدا از اينكه انديشمندان علوم اجتماعي همچون كارل ماركس،زيگمونوفرويد،نوآم چاكسي و... همگي يهودي هستند.
همچنين 8 درصد كل روسا شركت هاي بزرگ آمريكايي را يهوديان در اختيار دارند و اين جدا از سلطه مطلق آنها در حوزه سياسي و رسانه اي دنيا مي باشد.
به هرحال آنچه كه مهم است ضرورت توجه وبازنگري در برنامه ريزي براي توانمند سازي نيروهاي انقلابي مي باشد چرا كه هيچ نظامي نمي آيد و مناسبترين اوقات و زمان بهترين نيروهاي مدافع خود را صرف ايست و بازرسي در خيابان كند و در مقابل نيز انتظار داشته باشد كه در مقابل تانك هاي فكري دنيا عرض اندام كند!!