رابطه شاخ گاو و رشد فضاي محافظه كاري در بين مديران کشور

منبع هفته نامه مجنون
مقدمه :در جامعه ما امروزه چنين رسم شده است كه اگر كسي به دنبال زير سوال بردن وضعيت موجود باشدو خواهان تغييرات در بخش هاي آسيب ديده و گلو گاههاي فساد در جامعه باشد سريع به او بر چسبي زده مي شود مبني بر اينكه وي كله اش بوي قر مه سبزي مي دهد و گاها نيز اگر او را دوست داشته باشند او را به گو شه اي مي كشند و به او نصيحت مي كنند كه آهسته بيايد و آهسته برود تا گاوي او را شاخ نزند .
اين رويه برخورد انفعالي با موضوعات ، سكوت در مقابل نارسايي هاو مشكلات و رشد محافظه كاري در بين جامعه وقتي خطر ناك تر مي شود كه كم كم اين روند تبديل به هنجار اجتماعي و در دراز مدت به سنت در الگوي رفتاري مردم تبديل شود.البته رهبر انقلاب با رصد اين آسيب در سخني تامل برانگیز بيان كرده اند :"محافظه كاري قتلگاه انقلاب انقلاب است".
اخيرا نيز با ناميدن سال جاري تحت عنوان سال نو آوري اذهان آحاد مردم به ويژه مسئولين را نسبت به آن حساس كرده اند.در اين راستا اين نوشتار به بررسي مختصر روند شكل گيري روحيه محافظه كاري در بين بدنه كارشناسان و مديران مي پردازد.
بعضي وقت ها اشتغال در حرفه خبرنگاري سبب مي شود كه به برخي موضوعات برخودر پيدا كنيد كه معمولا براي ديگر اقشار جامعه ممكن نيست.حضور در ادارات مختلف و بازديد از اتاق و گوشه و كنار سازمان ها و آشنايي با افراد متعدد و در مشاغل گوناگون اين فرصت را براي يك خبرنگار فراهم مي كند كه از يك وضعيت بيروني به روند جاري در سازمان ها و جريانات دروني موضوعات مربوطه نگاه كند.
يكي از اين موضوعات كه با گذشت زمان يك فرد كنجكاو و خبرنگار به آن پي مي برد،رشد فضاي محافظه كارانه اي است كه در بين بدنه مديريتي و تا حد بسياري بدنه كارشناسي مي باشد.در واقع بخش اعظمي از سازمان ها و كاركنان درون آنها دچار روزمرگي بغرنجي شده اند كه در طي آن هر كسي تمايل دارد تا آنجا كه مي تواند يك حاشيه امنيتي كاري براي خود ايجاد كند. به زبان فلسفي جريان امورکم کم برای افراد عادي مي شود و با گذشت مدت زمان بیشتری ، این عادت قطعا كوري مي آورد و وقتي يك بدنه عظيم نيروي انساني از صبح تا انتهاي زما ن كاريشان و به مدت ساليان دراز فقط مشغول انجام كارهاي تكراري باشند،روح خلاقيت و نواوري درآنها خشكانده مي شود.و اين موضوع وقتي وضعيت حادي به خود مي گيرد كه حتي بدنه مديران نيز تا آنجا كه مي توانند براي اينكه چند صباحي بيشتر در پست و مقام خود پا برجا بمانند از هر گونه تغيير و تحول خوداري مي كنند و به اين ترتيب وارد سيكلي مي شويم كه اصولا افرادي كه وارد اين چرخه مي شوند اگر چه خود نيز بخواهند تا تغيير و تحولي ايجاد كنند چنان در چنبره فضاي رخوت انگيز و روزمره درگير مي شوند كه بعد از چند صباحي نيز اينان به جرگه ي كساني كه خواهان وضعيت موجود هستند،وارد مي شوند.
اين روند وقتي تشديد مي شود كه اين بدنه به مرور زمان به دليل عادت كردن به اين فضا دربرابر هر كسي يا جرياني كه خواهان تغيير و تحول است به شدت به مقابله مي پردازند و به هر ترفند و حيله اي سعي دارند كه فضاي موجود را حفظ كنند تا كسي نتواند جو حاكم را به هم بزند.در اين شرايط به اصطلاح هر كسي دوست دارد آهسته بيايد و آهسته برود تا گاوي به او شاخ نزند.اين فرآيندترسيدن از شاخ گاو ادامه مي يابد تا اينكه كم كم حتي گاو قصه ما نيز هم حتي از شاخ خودش مي ترسد و اينجاست كه ديگر بايد با صداي بلند اعلام كرد الفاتحه!!!
حال كه فاتحه را خوانديد لازم است به بقيه ماجرا بپردازيم.مديران عزيزي كه در بخش هاي اقتصادي،فرهنگي،سياسي،امنيتي مشغول هستند هر روز به يك بهانه(شما بخوانيد ترس از شاخ گاو)از ايجاد حركت ها و بازگشايي عرصه هاي جديد جلوگيري مي كنند و جالب اينجاست كه شاه بيت همه اين بهانه ها حفظ نظام است!!!(باز هم شما بخوانيد حفظ وضعيت موجود و به يك معناي ديگر تثبيت جايگاه وپست خودشان ّ!!)
يك روز به بهانه ايجاد توسعه و عمران هجوم شبانه ای براي گرفتن پستها می کنند وموانعي را بر سر حركت هاي سياسي و فرهنگي ايجاد مي كند و روزي ديگر با سركارآمدن دولت جديد و تسلط گفتمان جديد همچون توسعه سياسي يا عدالتخواهانه ،با چرخش 180 در جه اي خود را تغيير داده وجامعه را با يك بعدي كردن اهداف نظام اسلامی را از ديگر عرصه ها باز مي دارند.به اين ترتيب به صورت سيستماتيك هر چند صباحي تعداد محدودي از افراد و در جايگاه هاي مشخص و در زمان تسلط گفتمان هاي مختلف بر فضاي كشور حاكم هستند.يك روز كه فضاي مباحث اقتصادي مورد توجه قرار مي گيرد اقتصاددان مي شوند،يك روز ديگر كه سياست مورد اقبال قرار مي گيرد به يكباره به تئوريسين سياسي تبديل مي شوند وروزي ديگر نيز با حاكم شدن جريان عدالتخواهي به يكباره به سينه چاكي افراطي براي عدالت مبدل مي شوند.براي اينها مهم نيست كه كاري انجام بگيرد بلكه آنچه اهميت دارد دوام و بقاي آنها در عرصه و جايگاهشان است.اصولا در فضاي مديريتي اينها قرارنيست حركتي صورت بگيرد و نظام اسلامي گره اي از مشكلاتش بر طرف گردد.از نظر اينها اصولا مشكلي وجود ندارد و اينها همه از توطئه ها و فرافكني هاي استكبار جهاني است و گرنه وضعيت مملكت و در حالت گل و بلبل قرار دارد و وقتي چنين انديشه شد ديگر چه جاي تغيير ي باقي مي ماند.بهترين موقعيت ،وضعيت حال است.زمان حالت را بچسب ،گذشته و آينده ات را به بادهاي گذشته و آينده بسپار.
بادهاي گذشته كه گذشته است ،آينده نيز باد از هر كجا به وزيدن گرفت،شما نيز اگر شعور و درايت داشته باشيد!!بدان سمت تغيير جهت خواهيد داد.
در اين ميان هم اگر كسي هم به نقد اوضاع و احوال آنها بپردازد يا حسابش با دوستان از ما بهتران است و يا اينكه چنان او را در ايزوله قرار مي دهند تا خودش به راه راست هدايت شود.
اگر خداي نكرده سالي هم به نام سال نوآوري و شكوفايي نام گرفت ،همچون سال هاي قبل همچون پاسخگويي چنان با انجام كارهاي تشريفاتي وبي مصرف آن را به سخره مي گيرند كه ديگر كسی هوس نوآوري به سرش نزند.